زهرا زارع خفري

تعاریف و شناخت مسائل بازنشستگان

بازنشستگي و سالمندي مرحله ي خاصي از زندگي انسان است. بازنشستگي پديده اي كه با توسعه اجتماعي – صنعتي عصر حاضر داراي اهميت بيشتر شده است. در قرن اخير به لحاظ پيشرفتهاي اجتماعي – اقتصادي، بهداشتي و درماني و ...

بازنشستگی
محقق: زهرا زارع خفری
اداره بهزیستی شهرستان ممسنی

مقدمه
بازنشستگی و سالمندی مرحله ی خاصی از زندگی انسان است. بازنشستگی پدیده ای که با توسعه اجتماعی – صنعتی عصر حاضر دارای اهمیت بیشتر شده است. در قرن اخیر به لحاظ پیشرفتهای اجتماعی – اقتصادی، بهداشتی و درمانی و …هم از میزان مرگ و میر کاسته شده و هم بر طول عمر افراد افزوده شده است و امید به زندگی را بهبود بخشیده است. در نتیجه شمار بازنشستگان و سالمندان در کشورهای مختلف جهان افزایش یافته و سهم درخور توجهی درترکیب جمعیتی کشورهای مختلف پیدا کرده و به همین صورت نیز نقش و اهمیت اجتماعی آنان در جامعه افزون تر از هر زمان دیگر شده است.

در حال حاضر در حدود ۱۷۰کشور جهان مسئله بازنشستگی و حمایت از بازنشستگی را به عنوان یکی از ارکان برنامه های تأمین اجتماعی خود برگزیده اند.

در ایران سن بازنشستگی معمولاًبین ۵۰تا ۶۵ سال است با توجه به اینکه امید به زندگی در مناطق شهری کشور حدود ۶۹ و ۷۰سال برآورد شده است و با عنایت به افزایش درخور توجه جمعیت، می توان گفت در کشور ما نیز جمعیت نسبتاً درخور ملاحظه ای در وضعیت بازنشستگی و سالمندی به سر می برند، که در آینده نیز با ضریب بیشتری شمار آنها افزایش خواهد یافت.

بازنشستگان در کشورهای مختلف مانند سایر گروههای اجتماعی هم دارای وجوه مشترکی هستند و هم دارای جنبه های اختلاف متعددی می باشند. جنبه های مشترک آنها شرایط سنی نسبتاً مشابه، پشت سر نهادن دوران اشتغال، وارد شدن به مرحله جدیدی از زندگی اجتماعی و…جنبه های اختلاف: حقوق و مزایای دریافتی، شیوه برخورد جامعه با آنان، وضعیت خانوادگی و…است(اردبیلی۱۳۷۹)

تعاریف بازنشستگی
تعریف اقتصادی بازنشستگی: بازنشستگی از نظر اقتصادی یعنی وقتی که شخص از کارکردن باز می ایستد و از حقوق یا مزایای بازنشستگی استفاده می کند. یکی از صاحبنظران در امر بازنشستگی تعریف جامع زیررا درباره فرد بازنشسته آورده – است: بازنشسته فردی است که درطول یک سال عملکردی در حالت استخدامی یا اشتغالی که بادرآمد همراه باشد ندارد.

تعریف اجتماعی بازنشستگی:(نونن، ۲۰۰۵)معتقد است که بازنشستگی، تغییر نقش و حالت عمده ای است که در زندگانی فرد سالمند رخ می دهد خواه این رخداد ارادی و خواست فرد باشد و خواه از قوانین و مقررات اجباری بازنشستگی منتج شده باشد.

تعریف اجتماعی- پدیده شناختی بازنشستگی: این تعریف ارتباط زیادی با پزشکان و مشاورانی دارد که با بازنشستگان از لحاظ معالجه یا روانی سرو کار دارند. این دیدگاه به نظرات فرد ارزش می نهد و تجارب پدیده شناختی را که به صور گوناگون نظیر ایده ها، احساسات و سمبلها یا نشانه ها متجلی می شوند می پذیرد.

مراحل بازنشستگی

اینک اتفاق نظر وجود دارد که بازنشستگی واقعه منحصر به فردی نیست که در حیات فرد شاغل ناگهان رخ نماید و کارمند و کارگر کار را به انسانی بازنشسته سوق دهد. این واقعه خود مظهر یک جریان یا فرآیند است. روبرت اچلی، ۱۹۹۸هفت مرحله یا نمود را در فرآیند انتقال از شغل و کار به بازنشستگی مشخص کرده است.

نخستین مرحله، نمود بیش از بازنشستگی یا آمادگی برای آن است. این نمود شامل دو مرحله دور و نزدیک است. مرحله دور زمانی است که در آن فرد شاغل بازنشستگی را فرآیندی می نگرد که در آینده ای بعید رخ می دهد. لذا بدان نگرشی مثبت دارد و جنبه های منفی و محتمل در آن نظیر غم و اندوه، کمی و کاستی یا احیاناً سوگواری و ماتم را نیز به طور مجرد و انتزاعی احساس می نماید. در مرحله نزدیک، شاغل تاریخ خاصی را برای بازنشستگی خود پیش بینی می کند و تدریجاً به جدایی خود از وظایف و مسئولیتها می پردازد.

مرحله دوم در فرآیند بازنشستگی، ایام شیرین یا ماه عسل بازنشستگی که بلافاصله با وقوع آن احساس می شود. به نظر اچلی این مرحله دوره شادی و شنگولی است زیرا بازنشستگان برای نخستین بار احساس می کنند که می توانند کارها یا فعالیتهایی را عملی سازند که در دوران حیات شغلی خود هرگز قادر به انجام دادن آنها نبوده اند. بازنشستگان در این مرحله می توانند به مسافرت بروند، به دیدار دوستان و اقوام نایل شوندو …لذا رضایت و خشنودی خاطر در این برهه مسیری صعودی دارد.

مرحله سوم ایام عادی بازنشستگی است. حیات بازنشستگان، با برنامه هایی که برای فعالیتها در این مرحله تنظیم می کنند، جنبه ساختاری و عادی پیدا می کند. بطور مثال بازنشسته در روزهای معینی به دیدار اقوام می رود یا به راهپیمایی و کوهنوردی می پردازد و یا در موسسات عام المنفعه و خیریه به فعالیت مشغول می شود.

مرحله چهارم یعنی مرحله فعالیتهای کم ممکن است متعاقب

مرحله پنجم یعنی استراحت و فراغت پدید آید، یعنی هنگامی که بازنشستگان آرامش بیشتری می یابند از دلزدگی یا فقدان جذابیت می گذرند و راه و رسم زندگانی متین تر و موقرانه تری را پیش می گیرند.

مرحله ششم مرحله جهت یابی دوباره است که آنها واقع بین تر می شوند روشهای مقابله و برخورد با ناملایمات را فرا می گیرند و راههایی را برای وصول به یک بازنشستگی رضایت بخش کشف می کنند .

آخرین مرحله که اچلی آنرا مرحله عادی سازی نهایی نامیده است. زمانی آغاز می دارد یعنی تا مرحله ختم و پایانی فرآیند. در این مقطع بازنشستگی نقش و معنایی ندارد. بیماری یا ناتوانی عموماً منجر به این مرحله می شوند.

با توجه به وضعیت خاص بازنشستگان نکاتی چند توضیح داده می شود:

۱- تاثیر پایگاه اجتماعی
فرد بازنشسته در زمان اشتغال به لحاظ دارا بودن موقعیت شغلی، از منزلت اجتماعی خاصی نیز نزد همکاران، افراد مراجعه کننده و سایر مردم برخوردار است و این منزلت اجتماعی به او هویت اجتماعی خاصی نیز می بخشد.

در اثر بازنشستگی چنین پایگاهی فرو می ریزد و وی از لحاظ هویت اجتماعی خود نیز دچار دگرگونی و یا حتی بحران می شود و چنانچه چشم انداز روشنی برای جایگزینی پایگاه اجتماعی خود و دستیابی به هویتی درخور پیش رو نداشته باشد ممکن است به مشکلات اجتماعی و روانی گوناگونی دچار شود.

فرد شاغل در اثر بازنشسته شدن بسیاری از ارتباط های اجتماعی که به تبع شغل حاصل شده است از دست می دهد و رابطش کمتر و محدودتر می شود که ممکن است موجب فرسودگیها و آزردگیها یی در زندگی وی گردد.

۲- افزایش اوقات فراغت و بیکاری
در دوران بازنشستگی، بازنشسته دارای اوقات خالی و بیکاری بسیار زیادی است که در صورت نبود برنامه مناسب و امکانات لازم برای گذران اوقات فراغت، ممکن است شخص دچار خستگی و ملامت شدید شود.

۳- بالا بودن هزینه خانوار بازنشستگان
در کشور ما سنین بازنشستگی همراه است با افزایش و اوج گرفتن هزینه های زندگی خانواده. هزینه هایی مانند ازدواج فرزندان، افزایش ارتباط های خانوادگی، هزینه مسائل درمانی که در این سنین افزایش می یابد.

و مواردی از قبیل مشکلات بهداشتی و درمانی بازنشستگان، عدم بهره گیری از تجربه و تخصص بازنشستگان و کمبود امکانات سرگرمی و تفریحی بازنشستگان می باشد( عباس زادگان، بنقل از اردبیلی ۱۳۷۹).

سازگاری با بازنشستگی
چون بازنشستگی از دست دادن نقش هایی را شامل می شود که بخش مهمی از هویت و عزت نفس هستند، معمولاً آن را فرایند استرس زایی می دانند که در ضعف های جسمانی و سلامت روانی دخالت دارد. باید مراقب باشیم هر بار که بازنشستگی با واکنش نامطلوبی همایند می شود، رابطه ی علت و معلولی را فرض نکنیم. برای مثال، شواهد زیادی تأیید می کنند که مشکلات سلامت روانی باعث می شوند که سالخوردگان بازنشسته شوند و نه بر عکس. در ضمن، برای خیلی از افراد، سلامت روانی از سال های قبل تا بعد از بازنشستگی نسبتاً ثابت است و بازنشستگی به خودی خود تغییر کمی را ایجاد می کند.

این عقیده بسیار شایع که بازنشستگی الزاماً به مشکلات سازگاری منجر می شوند، در تضاد است. سالخوردگان امروزی، بازنشستگی را به صورت دوران فرصت و رشد می دانند و خود را فغال و از لحاظ اجتماعی درگیر توصیف می کنند که عوامل تعیین کننده مهم رضایت از بازنشستگی هستند. با این حال ۳۰درصد از مقداری مشکلات سازگاری خبر می دهند.

عوامل مربوط به محیط کار-مخصوصاً نگرانی های مالی و مجبور شدن به رها کردن کار – استرس بعد از بازنشستگی را پیش بینی می کنند. فشارهای شغلی نیز در این امر دخالت دارند. ترک کردن شغل بسیار استرس زا با سازگاری مثبت با بازنشستگی ارتباط دارد، در حالی که ترک کردن شغل خوشایند و کم استرس یا بسیار رضایت بخش قبل از اینکه فرد برای آن آمادگی داشته باشد با مشکلات اندکی بیشتر ارتباط دارد. مخصوصاً در مورد زنان، زندگی شغلی مداومی که به تداوم بین انتظارات شغلی و پیشرفت های عملی منجر می شود، کیفیت بازنشستگی را بالا می برد.

شاید به این علت که زنان کمتر از مردان شغل مداوم دارند، زنانی که شوهرشان بر تصمیم بازنشستگی آنها خیلی تأثیر داشته است، کمتر خشنود هستند. در مقابل مردان، مردانی که همسرشان آنها را به بازنشستگی ترغیب کرده است عموماً از بازنشستگی خوشحال هستند.

از بین عوامل روانشناختی، احساس کنترل شخصی بر رویدادهای زندگی، از جمله تصمیم گیری برای بازنشستگی با انگیزه درونی، با رضایت از بازنشستگی ارتباط نیرومندی دارد. در عین حال، کسانی که دست کشیدن از برنامه قابل پیش بینی و تماس های اجتماعی محیط کار را دشوار می دانند، از شیوه زندگی نه چندان منظم خود دچار ناراحتی می شوند. با این حال، در مجموع، افراد دارای تحصیلات عالی که مشاغل عالی رتبه دارند، به نحو مطلوب تری سازگار می شوند، شاید به این علت که خشنودی حاصل از شغل چالش انگیز و ارزشمند به راحتی به فعالیتهای غیر کاری منتقل می شود.

مانند سایر رویدادهای مهم زندگی، حمایت اجتماعی، استرس مرتبط با بازنشستگی را کاهش می دهد. با اینکه وقتی روابط با همکاران کاهش می یابد، اندازه شبکه اجتماعی معمولاً کوچک می شود، اما کیفیت حمایت اجتماعی (تعداد سالخوردگانی که می توان روی آنها حساب کرد ) کاملاً ثابت می ماند.

سرانجام اینکه، بعد از بازنشستگی، رضایت زناشویی افزایش می یابد. در صورتی که رابطه زن و شوهر مثبت باشد، می تواند تردید درباره بازنشستگی را از بین ببرد و بازنشستگی با فراهم کردن وقت بیشتر مصاحبت برای زن و شوهر، می تواند رضایت زناشویی را افزایش دهد.

در نتیجه، زندگی زناشویی خوب نه تنها به سازگاری با بازنشستگی کمک می کند بلکه زن و شوهر از فراغت بیشتر سال های بازنشستگی بهره مند می شوند.

در راستای نظریه تداوم، افراد می کوشند الگوهای سبک زندگی قبلی، عزت نفس و ارزش ها را بعد از بازنشستگی حفظ کنند و در موقعیت های اقتصادی و اجتماعی مطلوب، معمولاً در انجام این کار موفق می شوند. برای آگاهی از روش هایی که سالخوردگان می توانند به کمک آنها برای افزایش دادن احتمال انتقال مطلوب به بازنشستگی از پیش برنامه ریزی کنند.

فعالیت اوقات فراغت
اغلب سالخوردگان وقتی که بازنشسته می شوند، در مقایسه با گذشته، وقت بیشتری برای فعالیت های اوقات فراغت دارند. بعد از دوره ماه عسل امتحان کردن فعالیت های جدید، خیلی از آنها متوجه می شوند که تمایلات و مهارت های اوقات فراغت به طور ناگهانی پرورش نمی یابند. در عوض، فعالیت های اوقات فراغت، مخصوصاً مسافرت، تفریحات بیرون از خانه و ورزش کاهش می یابند. بعد از ۷۵سالگی، محدودیت تحرک به فعالیت های اوقات فراغت منجر می شود که بیشتر بی تحرک و خانگی هستند. سالخوردگان ساکن در جوامع مسکونی بیشتر از آنهایی که در خانه های معمولی هستند در این گونه فعالیت ها شرکت می کنند زیرا دسترسی بیشتری به مشغولیت دارند.

اما صرف از ترتیبات زندگی، سالخوردگان وقت، سالخوردگان وقت زیادی را در برنامه هایی که صرفاً برای آنها ترتیب داده شده اند، نمی گذرانند، بلکه فعالیت ها را بر اساس انتخاب می کنند که آیا از لحاظ شخصی خشنود کننده هستند یا نه. تا اندازه ای به همین دلیل، فعالیت های سازمان یافته در مراکز مخصوص سالخوردگان، فقط در حدود ۱۵درصد از سالخوردگانی را جذب می کنند که نزدیک این مراکز ساکن هستند. با این حال، این فرصت های سازمان یافته برای سالخوردگانی که درآمد کم دارند یا فاقد مصاحبت روزانه هستند، اهمیت دارند.

سالخوردگان از طریق کار داوطلبانه-در بیمارستان ها، مراکز سالخوردگان، مدارس، سازمان های خیریه و موقعیت های اجتماعی دیگر- خدمت مهمی به جامعه می کنند. سالخوردگانی که سن کمتری دارند، تحصیلات بیشتری دارند، از امنیت مالی برخوردارند و در ضمن تمایلات اجتماعی نیز دارند به احتمال بیشتری داوطلب می شوند(زنان بیشتر از مردان). اما کار داوطلبانه به ندرت در اواخر بزرگسالی آغاز می شود. مانند سایر فعالیت های اوقات فراغت، کار داوطلبانه معمولاً در طول سال های کاری فرد شروع می شود. با این حال افراد غیر داوطلب در چند سال اول بازنشستگی، خیلی پذیرای فعالیت های داوطلبانه هستند.

سالخوردگان می گویند در مورد مسایل اجتماعی آگاهی بیشتری دارند و بیشتر از هر گروه سنی دیگر رأی می دهند. آگاهی سیاسی آنها حتی در سن بسیار بالا،؛ علایمی از کاهش را نشان نمی دهد. سالخوردگان بعد از بازنشستگی وقت بیشتری برای مطالعه و تماشای تلویزیون دارند و از طریق آن، دوش به دوش رویدادهای جاری حرکت می کنند. اما مسایل سیاسی سالخوردگان خیلی گسترده تر از مسایلی است که به گروه سنی خودشان خدمت می کنند و رفتار رأی دادن آنها ناشی از تمایلات شخصی نیست، بلکه درگیر بودن سیاسی آنها ناشی از علاقه عمیق به دنیای امن تر برای نسل های آینده است.( لورا برک ۲۰۰۷)

منابع و ماخذ
– اردبیلی، یوسف(۱۳۷۹). بازنشستگی، شناخت مسائل و مشکلات بازنشستگان و طریق مشاوره با آنان. تهران: کویر(۱۳۷۹).
– شجاعیان، منصور(۱۳۸۸). بررسی اثربخشی معنا درمانی به شیوه گروهی بر افزایش امید به زندگی و کاهش احساس تنهایی در مردان بازنشسته کانون بازنشستگان شهرستان ممسنی.
– لورا برک(۲۰۰۷)، روانشناسی رشد جلد دوم ترجمه یحیی سید محمدی انتشارات ارسباران(۱۳۸۸).
– موسوی، نجم السادات و قاسمی، سیما(۱۳۷۹). راهنمای سلامتی برای سالمندان. چاپ اول، تهران: انتشارات صدر

0
منبع: اداره بهزيستي شهرستان ممسني