دکتر مجید فولادیان

فولادیان: سلامت روان سالمندان را نباید فقط در روان آنان جست‌وجو کرد

رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور با تأکید بر اجتماعی‌بودن بخش مهمی از مسائل سلامت روان در دوره سالمندی گفت: وقتی سالمندی منزوی، بی‌نقش و ناامید می‌شود، نباید تمام مسئله را در روان او جست‌وجو کنیم؛ باید بپرسیم جامعه با او چه کرده است.

رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور با تأکید بر اجتماعی‌بودن بخش مهمی از مسائل سلامت روان در دوره سالمندی گفت: وقتی سالمندی منزوی، بی‌نقش و ناامید می‌شود، نباید تمام مسئله را در روان او جست‌وجو کنیم؛ باید بپرسیم جامعه با او چه کرده است.

مجید فولادیان در نشست «سلامت روانی و اجتماعی سالمندی» با اشاره به شیوع قابل توجه مشکلات سلامت روان در جامعه گفت: پیمایش‌های ملی نشان می‌دهند بخش قابل توجهی از جمعیت کشور با درجاتی از مشکلات سلامت روان مواجه‌اند و در برخی غربالگری‌ها این میزان به حدود ۳۰ درصد رسیده است. وقتی مسئله چنین ابعادی پیدا می‌کند، نمی‌توان آن را صرفاً مجموعه‌ای از مشکلات فردی تلقی کرد و باید سهم شرایط اجتماعی و اقتصادی در تولید و تشدید رنج روانی را نیز مورد توجه قرار داد.

وی افزود: جامعه‌ای که سال‌ها با تورم، کاهش قدرت خرید، نابرابری، نااطمینانی نسبت به آینده، تحریم، کرونا و جنگ مواجه بوده است، نمی‌تواند انتظار داشته باشد روان اعضایش از این تحولات مصون بماند. بحران‌ها ممکن است پایان پیدا کنند، اما پیامدهای روانی آنها می‌تواند مدت‌ها ادامه داشته باشد.

فولادیان با بیان اینکه «فقر فقط سفره مردم را کوچک نمی‌کند، بلکه امنیت روانی آنان را نیز فرسوده می‌کند»، گفت: جنگ نیز فقط زیرساخت‌ها را تخریب نمی‌کند، بلکه احساس امنیت را هدف قرار می‌دهد. از این رو، بخشی از مشکلاتی که در قالب اضطراب، افسردگی، اختلال خواب و ناامیدی مشاهده می‌کنیم، باید در بستر شرایط اجتماعی افراد نیز فهمیده شود.

رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان تأکید کرد: «گاهی مسئله‌ای اجتماعی تولید می‌کنیم و بعد پیامد آن را در کلینیک جست‌وجو می‌کنیم.» درمان‌های روان‌شناختی و روان‌پزشکی ضروری‌اند، اما نباید درمان فرد موجب غفلت از منشأ اجتماعی بخشی از رنج شود. ناامنی اقتصادی، تنهایی، بی‌ثباتی، کاهش منزلت، ضعف روابط اجتماعی و احساس بی‌آیندگی را نمی‌توان صرفاً با مداخلات بالینی برطرف کرد؛ چراکه توزیع رنج روانی در جامعه تصادفی نیست.

 

سالمندی از ۶۰ سالگی آغاز نمی‌شود

فولادیان با اشاره به اهمیت نگاه «مسیر زندگی» در تحلیل سلامت روان سالمندان گفت: سالمندی از ۶۰ سالگی آغاز نمی‌شود؛ سالمندی حاصل تمام سال‌های پیش از آن است. انسان با تاریخ زندگی خود وارد دوره سالمندی می‌شود و فقر، شغل بی‌ثبات، بیماری، نابرابری، بحران‌های خانوادگی و اجتماعی و ضعف شبکه روابط می‌توانند طی دهه‌ها انباشته شوند و آثار خود را در سالمندی با شدت بیشتری نشان دهند.

وی افزود: بنابراین برای فهم وضعیت روانی یک سالمند کافی نیست بپرسیم «الان چه مشکلی دارد؟»؛ باید یک سؤال مهم‌تر را نیز مطرح کنیم: «چگونه به این نقطه رسیده است؟» آنچه در سالمندی مشاهده می‌کنیم، در بسیاری از موارد حاصل انباشت تجربه‌ها، فرصت‌ها و محرومیت‌های چند دهه زندگی است.

 

مسئله فقط تنهایی نیست؛ «بی‌نقشی» است

رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان یکی از مسائل کمتر دیده‌شده سالمندی را «بی‌نقشی اجتماعی» دانست و گفت: انسان فقط به درآمد، دارو و مراقبت نیاز ندارد؛ نیاز دارد کسی منتظرش باشد، کسی نظرش را بخواهد، مسئولیتی داشته باشد و اگر یک روز حضور نداشت، نبودنش دیده شود.

وی تأکید کرد: بازنشستگی نباید به معنای «بازنشستگی اجتماعی» باشد. گاهی مسئله سالمند این نیست که کسی از او مراقبت نمی‌کند؛ مسئله این است که دیگر کسی به او نیاز ندارد.

فولادیان با بیان اینکه سیاست سالمندی معمولاً با این پرسش آغاز می‌شود که «سالمند به چه چیزی نیاز دارد؟»، گفت: در کنار این سؤال باید پرسش دیگری نیز مطرح کنیم: «جامعه چگونه می‌تواند دوباره به سالمند نیاز داشته باشد؟» اگر سیاست سالمندی فقط حول مستمری، مراقبت و ارائه خدمت شکل بگیرد، سالمند به‌تدریج از یک کنشگر اجتماعی به دریافت‌کننده خدمت تبدیل می‌شود.

وی «احساس مورد نیاز بودن» را یکی از ابعاد مهم سلامت روان در سالمندی دانست و افزود: داوطلبی، انتقال تجربه، اشتغال انعطاف‌پذیر، فعالیت‌های بین‌نسلی و مشارکت محله‌ای صرفاً برنامه‌هایی برای سرگرم‌کردن سالمندان نیستند؛ این فعالیت‌ها می‌توانند نقش، رابطه، معنا و احساس اثرگذاری ایجاد کنند.

فولادیان گفت: هدف سیاست سالمندی نباید «پرکردن وقت سالمند» باشد، بلکه باید ایجاد امکان مشارکت معنادار باشد. تفاوت زیادی وجود دارد میان سالمندی که برای او برنامه برگزار می‌کنیم و سالمندی که خودش بخشی از جامعه را می‌سازد.

 

سلامت روان فقط در مطب روان‌شناس تولید نمی‌شود

رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان با تأکید بر ضرورت ایجاد «زیرساخت اجتماعی سلامت روان» گفت: همان‌گونه که سلامت جسمی به بیمارستان، تخت، پزشک و دارو نیاز دارد، سلامت روانی و اجتماعی نیز به زیرساخت نیازمند است.

وی افزود: حمل‌ونقل قابل دسترس، پارک و فضای عمومی مناسب، محله امن، امکان فعالیت داوطلبانه، باشگاه و پاتوق اجتماعی، دسترسی دیجیتال، اشتغال انعطاف‌پذیر و ارتباط بین‌نسلی همگی بخشی از زیرساخت اجتماعی سلامت روان سالمندان هستند.

فولادیان تصریح کرد: «سلامت روان سالمند فقط در مطب روان‌شناس تولید نمی‌شود؛ در خانواده، محله، پارک، حمل‌ونقل عمومی، محل کار و شبکه روابط اجتماعی نیز تولید می‌شود.» از همین رو، سلامت روان سالمندان فقط مسئولیت وزارت بهداشت نیست و شهرداری‌ها، نظام بازنشستگی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، رسانه‌ها، خانواده و سایر بخش‌های حکمرانی نیز در آن مسئولیت دارند.

وی همچنین پیشنهاد کرد در ارزیابی وضعیت سالمندان، در کنار سنجش افسردگی، اضطراب و اختلالات شناختی، شاخص‌های سلامت اجتماعی نیز جدی گرفته شوند؛ از جمله اینکه سالمند آیا فردی برای تماس در زمان نیاز دارد، چند بار در هفته از خانه خارج می‌شود، آیا مسئولیتی دارد که دیگران روی او حساب کنند، آیا احساس تعلق دارد و آیا همچنان خود را برای خانواده و جامعه مفید می‌داند.

 

جامعه با سالمند چه کرده است؟

فولادیان در پایان گفت: وقتی سالمندی منزوی، بی‌نقش و ناامید می‌شود، نباید تمام مسئله را در روان او جست‌وجو کنیم؛ باید بپرسیم جامعه با او چه کرده است؟

وی افزود: جامعه‌ای که فرد را بازنشسته می‌کند اما برای تجربه او نقشی نمی‌سازد، شهری که امکان حضور را محدود می‌کند، اقتصادی که امنیت او را کاهش می‌دهد و فرهنگی که سالمندی را با ناتوانی مترادف می‌کند، خود بخشی از مسئله را تولید کرده است.

رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان تأکید کرد: مداخله در سلامت روان سالمندان، علاوه بر ارائه خدمات تخصصی، به معنای بازگرداندن رابطه، نقش، تعلق، امنیت، امید و احساس مورد نیاز بودن به زندگی آنان است.

وی سخنان خود را با این جمله جمع‌بندی کرد: «سلامت روان سالمند فقط درون روان او ساخته نمی‌شود؛ محصول کیفیت جامعه‌ای است که در آن پیر می‌شویم.»