میز گفت‌وگوی «سلامت اجتماعی»

سلامت روان سالمندان؛ از درمان‌محوری به سمت پیشگیری و ارتقای کیفیت زندگی

دکتر یدالله ابوالفتحی ممتاز، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، در میز گفت‌وگوی «سلامت اجتماعی» با تأکید بر ضرورت بازنگری در نظام‌های مراقبت از سالمندان گفت: سلامت روان سالمندان نباید صرفاً در چارچوب تشخیص و درمان بیماری دیده شود، بلکه باید با تقویت مشارکت اجتماعی، استقلال، کرامت و کیفیت زندگی، رویکردی پیشگیرانه و انسان‌محور در پیش گرفت.

دکتر یدالله ابوالفتحی ممتاز، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، در میز گفت‌وگوی «سلامت اجتماعی» با تأکید بر ضرورت بازنگری در نظام‌های مراقبت از سالمندان گفت: سلامت روان سالمندان نباید صرفاً در چارچوب تشخیص و درمان بیماری دیده شود، بلکه باید با تقویت مشارکت اجتماعی، استقلال، کرامت و کیفیت زندگی، رویکردی پیشگیرانه و انسان‌محور در پیش گرفت.

دکتر یدالله ابوالفتحی ممتاز در این نشست با اشاره به همزمانی هفته سلامت روان و هفته گرامیداشت و تکریم سالمندان اظهار کرد: معمولاً در مناسبت‌های مرتبط با سلامت، تمرکز اصلی بر بیان چالش‌ها و مشکلات گروه هدف قرار می‌گیرد، اما باید در کنار توجه به مسائل و آسیب‌ها، بر ظرفیت‌ها و مؤلفه‌هایی تأکید کرد که می‌توانند برای سالمندان امیدبخش و راهگشا باشند.

افزایش امید به زندگی؛ یک موفقیت چالش‌برانگیز

وی افزایش امید به زندگی را یکی از شاخص‌های مهم توسعه کشورها دانست و افزود: اینکه انسان‌ها بتوانند سال‌های بیشتری زندگی کنند، یک موفقیت مهم است و افزایش امید به زندگی طبیعتاً به افزایش تعداد سالمندان در جامعه منجر می‌شود.

««افزایش جمعیت سالمندان یک موفقیت چالش‌برانگیز است؛ هم موفقیت است و هم با خود چالش‌هایی به همراه دارد، اما تهدید نیست.»»

ابوالفتحی ممتاز با انتقاد از کاربرد تعابیری مانند «سونامی سالمندی» گفت: لازم است در ادبیاتی که برای توصیف سالمندی به کار می‌بریم، دقت بیشتری داشته باشیم. واژه‌هایی مانند سونامی، تصویری ناگوار و تهدیدکننده ایجاد می‌کنند، در حالی که سالمندان افرادی هستند که مسیر طولانی زندگی را طی کرده‌اند و باید با حفظ کرامت و احترام با آنان برخورد شود.

سلامت روان سالمندان؛ فراتر از تشخیص بیماری

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی با اشاره به شیوع اختلالات روانی در میان سالمندان اظهار کرد: بر اساس آمارهای موجود، حدود ۱۵ درصد از سالمندان با نوعی اختلال روانی زندگی می‌کنند و اضطراب و افسردگی از شایع‌ترین این اختلالات هستند.

وی ادامه داد: نشانه‌های اختلالات روانی در سالمندان الزاماً مشابه سایر گروه‌های سنی نیست و در برخی موارد، مشکلات روانی ممکن است خود را به شکل علائم جسمانی نشان دهند. بنابراین تشخیص سلامت روان سالمندان نیازمند توجه به ویژگی‌های این دوره از زندگی است.

سالمند به ترحم نیاز ندارد؛ به احترام نیاز دارد

ابوالفتحی ممتاز همچنین سالمندآزاری را یکی از مسائل مهم در حوزه سلامت اجتماعی دانست و گفت: بر اساس برخی گزارش‌ها، از هر شش سالمند یک نفر در معرض سالمندآزاری قرار دارد، اما شواهد و مطالعات مختلف نشان می‌دهد که میزان واقعی این پدیده می‌تواند بیشتر از آمارهای رسمی باشد.

وی افزود: سالمندآزاری همیشه به شکل آشکار اتفاق نمی‌افتد و گاهی بی‌توجهی به نیازهای عاطفی و اجتماعی سالمندان و حذف آنان از تصمیم‌گیری‌های خانوادگی نیز می‌تواند مصداقی از بی‌توجهی و آزار باشد.

««سالمند به ترحم نیاز ندارد؛ آنچه برای او اهمیت دارد احترام، توجه و حفظ کرامت است.»»

مقابله با تبعیض سنی

این استاد دانشگاه با اشاره به پدیده تبعیض سنی گفت: سالمندان با وجود مشارکت‌های فراوان خود در خانواده و جامعه، در بسیاری از موارد در معرض تبعیض سنی قرار می‌گیرند.

وی افزود: این تبعیض گاهی حتی در روابط روزمره و حرفه‌ای نیز دیده می‌شود و ممکن است فرد صرفاً بر اساس سن خود مورد قضاوت قرار گیرد. تغییر این نگاه نیازمند اصلاح نگرش جامعه نسبت به سالمندی و به رسمیت شناختن سالمند به‌عنوان یک فرد مستقل و صاحب نقش است.

پنج اصل اساسی در سیاست‌گذاری سالمندی

ابوالفتحی ممتاز با اشاره به اصول مطرح‌شده در اسناد و مباحث بین‌المللی حوزه سالمندی اظهار کرد: در سیاست‌گذاری برای سالمندان باید پنج اصل اساسی شامل استقلال، کرامت، مراقبت، مشارکت و خودشکوفایی مورد توجه قرار گیرد.

وی توضیح داد: سالمند باید تا حد امکان از استقلال برخوردار باشد، در جامعه مورد تکریم قرار گیرد، در صورت نیاز از مراقبت و حمایت بهره‌مند شود، در فعالیت‌های اجتماعی مشارکت داشته باشد و امکان شکوفایی استعدادها و توانایی‌های خود را نیز حفظ کند.

سالمندی پایان رشد و شکوفایی نیست

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی با تأکید بر اینکه استعدادهای انسان محدود به دوران جوانی نیست، گفت: این تصور که فرد پس از ورود به دوره سالمندی دیگر امکان رشد، یادگیری و شکوفایی ندارد، نادرست است.

وی افزود: انسان می‌تواند در دوران سالمندی نیز استعدادهای جدید خود را کشف کند و به خودشکوفایی برسد. بنابراین باید فرصت‌های لازم برای مشارکت، فعالیت اجتماعی و شکوفایی توانمندی‌های سالمندان فراهم شود.

ضرورت عبور از نظام تشخیص‌محور و درمان‌محور

ابوالفتحی ممتاز با انتقاد از نگاه صرفاً درمان‌محور به سلامت روان سالمندان تصریح کرد: نظام مراقبت نباید منتظر بماند تا فرد بیمار شود و سپس وارد عمل شود.

««اگر نظام مراقبت ما صرفاً تشخیص‌محور و درمان‌محور باشد، بخش مهمی از فرصت‌های پیشگیری را از دست خواهیم داد.»»

وی افزود: احساس تنهایی، کاهش مشارکت اجتماعی، کاهش استقلال و از دست دادن نقش‌های اجتماعی از جمله عواملی هستند که می‌توانند سلامت روان سالمندان را تحت تأثیر قرار دهند و باید پیش از تبدیل شدن به اختلالات جدی‌تر، شناسایی و مدیریت شوند.

سؤال اصلی؛ چگونه محیط مناسب برای سالمندی ایجاد کنیم؟

این استاد دانشگاه ادامه داد: سؤال اصلی نباید فقط این باشد که «با سالمند افسرده چه کنیم؟» یا «برای سالمند تنها چه اقدامی انجام دهیم؟» بلکه باید پرسید چگونه محیط، خدمات و روابط اجتماعی را طراحی کنیم تا سالمند کمتر تنها شود، مشارکت بیشتری داشته باشد، استقلالش حفظ شود و از زندگی رضایت بیشتری پیدا کند.

وی تأکید کرد: این همان تغییری است که باید در نظام خدمات اجتماعی ایجاد شود؛ یعنی حرکت از نظام خدمت‌محور به سمت نظام‌های انسان‌محور و تعالی‌بخش.

درمان تنها بخشی از نظام سلامت سالمندان است

ابوالفتحی ممتاز با تأکید بر ضرورت شکل‌گیری یک نظام یکپارچه برای سالمندان گفت: درمان بخشی از فرایند مراقبت است، اما همه آن نیست. سیاست‌گذاران باید بررسی کنند که چه میزان از منابع، بودجه، زمان و برنامه‌های سازمان‌های ارائه‌دهنده خدمات اجتماعی به درمان اختصاص دارد و چه میزان برای پیشگیری، مشارکت اجتماعی، توانبخشی و ارتقای کیفیت زندگی سالمندان صرف می‌شود.

وی افزود: این نسبت باید در سیاست‌گذاری‌های کلان مورد توجه و پایش قرار گیرد تا مشخص شود نظام خدمات اجتماعی تا چه اندازه از رویکرد درمان‌محور به سمت پیشگیری و ارتقای سلامت حرکت کرده است.

ضرورت تعریف شاخص‌های جدید برای سنجش سلامت روان سالمندان

این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی با طرح این پرسش که «چگونه باید میزان موفقیت سیاست‌های سلامت روان سالمندان را بسنجیم؟» گفت: آیا صرفاً تعداد خدمات ارائه‌شده، میزان داروهای تجویزشده، تعداد مراجعات یا میزان یارانه پرداختی باید ملاک ارزیابی باشد؟

وی ادامه داد: در کنار این شاخص‌ها باید معیارهایی مانند کاهش تنهایی، افزایش مشارکت اجتماعی، حفظ استقلال و افزایش رضایت از زندگی نیز مورد سنجش قرار گیرد.

««اگر برای کاهش تنهایی، افزایش مشارکت اجتماعی، استقلال و رضایت از زندگی سالمندان شاخص نداریم، باید این شاخص‌ها را تعریف کنیم.»»

از طول عمر به سمت زندگی باکیفیت

ابوالفتحی ممتاز در پایان با تأکید بر ضرورت بازنگری در نظام‌های مرتبط با سالمندی گفت: باید از طول عمر صرف به سمت زندگی باکیفیت حرکت کنیم؛ از درمان به سمت پیشگیری و ارتقای سلامت برویم و از خدمات پراکنده به سمت یک نظام یکپارچه، انسان‌محور و سالمندمحور حرکت کنیم.

وی خاطرنشان کرد: هدف صرفاً این نیست که سالمندان سال‌های بیشتری زندگی کنند؛ بلکه باید کاری کنیم که این سال‌های بیشتر، همراه با کرامت، استقلال، مشارکت، آرامش و کیفیت مطلوب زندگی باشد.

««هدف ما نباید صرفاً افزایش سال‌های زندگی سالمندان باشد؛ باید به این فکر کنیم که سالمندان این سال‌های بیشتر را چگونه و با چه کیفیتی زندگی می‌کنند.»»