خراسان رضوی/ ایجاد پاتوق‌های سالمندان در مشهد

به گزارش دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور، به گزارش شهرآرا | دیگر نمی‌توانیم بگوییم «آرام‌آرام» چون واقعا جمعیت ایران باسرعت دارد پیر می‌شود. براساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، اگرچه بیش از ۱۰۰سال طول می‌کشد تا نرخ سالمندی در کشورها دوبرابر شود، در کشور ما این وضعیت هر بیست سال اتفاق می‌افتد و پیش‌بینی‌ها حکایت از […]

به گزارش دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور،

به گزارش شهرآرا | دیگر نمی‌توانیم بگوییم «آرام‌آرام» چون واقعا جمعیت ایران باسرعت دارد پیر می‌شود. براساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، اگرچه بیش از ۱۰۰سال طول می‌کشد تا نرخ سالمندی در کشورها دوبرابر شود، در کشور ما این وضعیت هر بیست سال اتفاق می‌افتد و پیش‌بینی‌ها حکایت از آن دارد که تا سال۱۴۳۰، از هر سه ایرانی، یک نفر بیش از شصت سال خواهد داشت. حالا در شرایطی که هر سال آمار جمعیت سالمندان افزایش می‌یابد، دغدغه‌های سلامتی آن‌ها نیز پررنگ‌تر می‌شود. فشارخون، دیابت، درد مفاصل و حتی تنهایی و افسردگی، میهمان ثابت خانه‌های بسیاری از سالمندان است و بسیاری از آن‌ها حتی از ویزیت به‌موقع، داروی مناسب و خدمات توان‌بخشی محروم‌اند. پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها می‌گویند صدایشان کمتر شنیده می‌شود و مطالباتشان، اغلب در صف‌های طولانی بودجه و برنامه‌ریزی جا می‌ماند. به‌مناسبت فرارسیدن روز جهانی سالمند، در این گزارش به همین دغدغه‌ها پرداخته‌ایم، پای درددل سالمندان نشسته و پاسخ مسئولان را پیگیری کرده‌ایم.
 

در جست وجوی یک بیمه واقعی
حسین کاظم زاده، هفتادودوساله و بازنشسته یکی از کارخانه‎های قدیمی مشهد است. او بیشتر از سی سال کار کرده اما حالا که بازنشسته شده است، می گوید دغدغه اش از صبح تا شب، حساب وکتاب خرج درمان است. فشارخون و دیابت دارد و هر ماه باید متفورمین، آملودیپین و انسولین بخرد.  
می گوید: متفورمین ارزان است؛ بسته پانصد یا هزار میلی گرمی آن معمولا بین ۳۰ تا ۶۰هزار تومن است و بخش زیادی از بیمه ها آن را پوشش می دهند. آملودیپین یا لوزارتان هم به همین صورت، قیمتش معمولا بین ۵۰ تا ۱۵۰هزار تومان است و بازهم تا حد زیادی تحت پوشش بیمه پایه قرار دارد. درواقع، این دو دارو را بیمه ها به هر ترتیب پوشش می دهند اما انسولین قلمی را بعضی وقت ها باید آزاد بخریم. تازه آزمایش قند و چربی و ویزیت دکتر را هم باید جدا حساب کنیم.  
آقای کاظم زاده تأکید می کند که بسیاری از هم سن وسال هایش به خاطر هزینه های درمان، از ادامه پیگیری بیماری ها منصرف می شوند. او ادامه می‌دهد: آدم سنش که زیاد می شود، فقط از دنیا آرامش می خواهد نه اینکه هر روز بیشتر نگران خرج دواودکتر باشد. ختم کلام را بگویم ، سالمندان فقط مستمری نمی خواهند؛ کاش بیمه ای بود که واقعا به درد ما می خورد و همه مراحل درمان را «واقعا» پوشش می داد.  

مراکز درمانی؛ دور از دسترس
فاطمه سادات احمدی شصت وهشت ساله و خانه دار است. تمام عمرش را در روستای قرقی سفلی، زندگی کرده است. بیشتر روزها در خانه است و مسئولیت مراقبت از شوهر بیمارش را هم برعهده دارد. بیماری های مزمن مثل آرتروز و فشارخون، حسابی گرفتارش کرده است و همیشه باید مراقب باشد که ویزیت های دوره ای خود و شوهرش، یک هفته زودتر یا دیرتر، حتما انجام شود.  
با همان لهجه اصیل مشهدی می گوید: هربار که باید برای آزمایش یا ویزیت پزشک متخصص به مشهد بیاییم، کلی هزینه و زمان از ما می گیرد. بعضی وقت ها مجبور می شوم همراه حاج حسن آقا یک روز کامل در مسیر باشم تا دکتر، ما را ببیند. اتوبوس و تاکسی و حتی غذا در مسیر، حسابی خرجمان را زیاد می کند.  
شکایتش، بیشتر متمرکز بر نبود کلینیک های تخصصی و حتی عمومی در پهنه های حاشیه شهر است که باعث می شود برای یک ویزیت ساده، مجبور شوند کیلومترها تا یک مرکز درمانی بزرگ در مشهد سفر کنند.  
خانم احمدی می گوید: حتی برای یک آزمایش خون ساده، باید برویم درمانگاه های اول جاده سیمان. آنجا هم صف ها خیلی طولانی است. بعضی وقت ها داروها در دواخانه تمام می شود و از ساعت۱۰ به بعد اگر برویم، اصلا آن روز نوبت به ما نمی رسد.  

دریغ از یک هم زبان!
رضا رضوی نیز هفتادوپنج ساله و معلم بازنشسته ای است که تنها زندگی می کند. همسرش سال۱۳۹۸ فوت کرده، پسرش برای کار به تهران رفته و دخترش در آلمان، پزشک است. مرتب مطالعه می کند و به گفته خودش، صبح تا شب را با تماشای شبکه خبر و خواندن روزنامه ها می گذراند. ظاهر زندگی اش خیلی مرتب است اما از یک چیز گلایه دارد؛ تنهایی.  
او می گوید: روزهایم طولانی و ساکت است. دیگر کسی نیست با او حرف بزنم یا درمورد حال وروزم سؤال کند. شاید دغدغه مسائل مالی را نداشته باشم اما وقتی آدم این قدر تنها شود، دیگر انگیزه ای برای زندگی ندارد. مراقبت های پزشکی دل ودماغ می خواهد. چه فایده دارد آدم از یک زندگی مراقبت کند وقتی در کل روز، بیشتر از یکی دو جمله در آن حرف نمی زند؟  
اصل حرف این معلم بازنشسته، همین فقدان مراکز مشاوره و جمع های گرم سالمندان است. آقای رضوی تأکید می کند: ای کاش جایی بود که بتوانیم با هم حرف بزنیم، ورزش کنیم یا از این جور کارهای دسته جمعی انجام بدهیم. بعضی وقت ها حس می کنم در زمان جا مانده ام و کاملا فراموش شده ام. آدم وقتی تنهاست و کسی پیگیر حالش نیست، داروهایش را به موقع نمی خورد و مراقبت های روزمره را هم جدی نمی گیرد.  

نمی خواهیم خانه نشین باشیم
سمیه موسوی هفتادساله، سالمند خوش صحبت مشهدی است که با خونگرمی و خوش رویی به سؤالاتمان جواب می دهد و از حال وروزش می گوید: سال هاست با آرتروز شدید در زانوها و کمر، دست وپنجه نرم می کنم؛ البته هر روز سعی می کنم فعالیت های روزمره ام را انجام بدهم اما درد که دوباره شروع می شود، واقعا زمین گیر می شوم. حتی بعضی وقت ها برای رفتن به بقالی سرکوچه هم مشکل دارم.  
او می گوید: پزشک فیزیوتراپی تجویز کرده اما هزینه جلسات خیلی زیاد است و بیمه، کامل پوشش نمی دهد. تقریبا ماهیانه دوازده جلسه فیزیوتراپی دارم که هرکدام ۴۵۰هزار تومان هزینه دارد. با درنظر گرفتن پول ویزیت دکتر و داروها، راحت نصف مستمری ماه، خرج این چیزها می شود. زیاد پیش می آید که بین پرداخت هزینه فیزیوتراپی و خرج خانه، یکی را انتخاب کنم.  
خانم موسوی از نبود حمایت های محلی هم گلایه دارد و ادامه می‌دهد: خیلی از سالمندان مثل من نمی دانند از کجا می توانند کمک بگیرند. تعداد مراکز توان بخشی خیلی کم است و ظرفیتشان هم محدود است. بعضی وقت ها چند هفته باید صبر کنم تا نوبت بگیرم. اگر دولت، تأمین اجتماعی یا هرجای دیگری برای سالمندان برنامه توان بخشی قوی و درست وحسابی داشته باشند، کیفیت زندگی ما خیلی بهتر می شود.  

حوزه سالمندان، بدون متولی واقعی
اگر بخواهیم صریح بگوییم، در جست وجوی یافتن مسئول یا نهادی که بتواند پاسخ جامعی به مشکلات سالمندان بدهد، ناکام ماندیم . همین موضوع هم باعث می شود که یا موازی کاری پیش بیاید یا بعضی مشکلات موجود از قلم بیفتد، با این حال تلاش کردیم به رسالت رسانه در پیگیری مطالبات مردم، عمل کنیم و بر همین اساس، آنچه در ادامه می آید، حاصل گفت وگوی اختصاصی ما با سه مسئول ملی و استانی درباره چالش های حوزه سلامت سالمندان است.

کمبود دارو نداریم
 مهدی پیرصالحی ، رئیس سازمان غذاودارو | «استمرار» مهم ترین اصل در تأمین نیاز دارویی سالمندان است. یعنی چه؟ یعنی اینکه داروهای موردنیاز به صورت مستمر به بازار تزریق شود تا هیچ گاه کمبود در داروخانه ها پیش نیاید؛ به خصوص با محوریت داروهایی نظیر انسولین و آتنولول که برای سالمندان مبتلا به دیابت و فشارخون، ضروری است. برای تحقق این هدف نیز نیاز به تأمین گسترده دارو وجود دارد که باید اعلام کنم با ذخیره ای که در یکی دو سال اخیر انجام شده است و وارداتی که چه در زمینه دارو های حساس و چه در حوزه مواد اولیه انجام داده ایم، ذخایر راهبردی ما امروز تکمیل است و نگران بروز تنش قیمتی یا کمبود در اقلام دارویی به ویژه در حوزه سالمندان نیستیم.  با این حال، یک درخواست اصلی داریم از آن دسته از پزشکانی که در زمان ویزیت، تأکید می کنند دارو حتما باید از یک نام تجاری خاص و وارداتی باشد اما دقت نمی کنند که آن دارو به دلایل مختلف، ممکن است کمیاب باشد. این کارها فقط بیماران را سرگردان می کند. در این شرایط، از همکارانمان دعوت می کنم به دانش متخصصان داخلی، احترام بگذارند و نسخه های ایرانی را هم برای سالمندان تجویز کنند.

طرح‌های ویژه بهداشتی برای سالمندان
 رضا سعیدی، معاون جوانی جمعیت وزیر بهداشت| اگرچه چالش های درمانی سالمندان امروز زیاد است، وزارت بهداشت برای بسیاری از این مسائل، طرح های ویژه دارد که یا به زودی اجرا خواهند شد یا حتی همین الان درحال اجرا هستند. همین الان طرح های خطرسنجی بیماران قلبی وعروقی درقالب غربالگری فشارخون و دیابت درحال اجراست که بیش از ۵۶درصد از سالمندان کشور در شش ماهه نخست امسال از این خدمات بهره مند شده اند.  
علاوه بر این، طرح ویژه غربالگری تغذیه، افسردگی و سرطان کولون در آقایان و سرطان پستان در بانوانی که شصت سال به بالا دارند، از ابتدای دی به صورت سراسری در کشور اجرا خواهد شد که کمک مؤثری در رسیدگی به نیازهای این عزیزان خواهد کرد. ما اعتقاد داریم که با وجود همه این مسائل، همچنان استقبال سالمندان از خدمات درمانی در مراکز بهداشت سراسر کشور، کافی نیست و اینجاست که باید از خانواده ها کمک بگیریم تا پدربزرگ ها و مادربزرگ ها را برای پیگیری درمان مشکلاتشان، تشویق کنند.

مسئولان، دست بجنبانند!
اگرچه روح حاکم بر اظهارات همه مسئولان دستگاه های متولی، حکایت از این دارد که دغدغه ای جدی برای رسیدگی به مشکلات سالمندان به وجود آمده است، بازهم تأکید می‌کنیم که باید هرچه زودتر، این دغدغه به نتایج روشن و مؤثر ختم شود. با سرعتی که جامعه ما به سمت سالمندی گام برمی دارد، دیگر وقت حرف های قشنگ و وعده های پشت میکروفونی گذشته است و سالمندان دیگر حوصله شعار شنیدن ندارند. آن ها نتیجه ای از جنس مناسب سازی شهرها، افزایش خدمات درمانی و حمایت مادی و غیرمادی می خواهند. این یک واقعیت است که هرسال بگذرد، کیفیت زندگی صدهاهزارنفر تنزل می کند و شاید فردا برای سامان دهی جامعه ای به گستره یک سوم جمعیت کشور، خیلی دیر باشد. متولیان امر باید باور کنند که وقت عمل است و حتی امروز بر فردا اولویت دارد.