کارشناس امور سالمندان

یادداشت / فرصت های برابر برای همه سنین، یک ضرورت، یک فوریت

در آستانه روز جهانی سالمندان و برای درک بهتر و تفهیم هرچه بیشتراهمیت مقوله برابر سازی فرصت ها به ویژه در مورد سالمندان، کافی است نگاهی بیندازیم

در آستانه روز جهانی سالمندان و برای درک بهتر و تفهیم هرچه بیشتراهمیت مقوله برابر سازی فرصت ها به ویژه در مورد سالمندان، کافی است نگاهی بیندازیم

در آستانه روز جهانی سالمندان و برای درک بهتر و تفهیم هرچه بیشتراهمیت مقوله برابر سازی فرصت ها به ویژه در مورد سالمندان، کافی است نگاهی بیندازیم هرچند گذرا بر روند افزایش جمعیت سالمندان ایران و جهان در چند دهه گذشته، که البته با تامل بر روی واقعیت های موجود، به فراست درخواهیم یافت که سالمندان، نه فقط یک بخش کوچک از اجتماع، که درصد قابل توجه و رو به ازدیاد جوامع اند و سالمندی، نه تنها یک پدیده نادر که بخش بزرگی از زندگی تمامی افراد جامعه را شامل می شود و روز سالمند، نه فقط یک روز در روزشمار تاریخ، بلکه روز همه ماست در فردایی به همین نزدیکی و در نتیجه از همین امروز بایستی برای فردایی که دور نیست، برنامه ریزی کرد و برای لذت بردن از دستکم یک سوم دوران زندگی خود آمادگی داشته باشیم.

 موضوعی که پیچیدگی چندانی هم ندارد و تنها و تنها غفلت از آن موجب شده تا در سالیان پیش رو با پدیده ای به نام سونامی سالمندی روبرو باشیم، چنانکه در حالیکه بر اساس آمارهای سازمان ملل متحد در سال ١٩۵٠تقریبا ٢٠٠ میلیون سالمند در سرتاسر جهان وجود داشته و این رقم در سال ١٩٧۵ به ٣۵٠ میلیون نفر بالغ شده و بر اساس پیش بینی ها تا سال ٢٠٢۵ تعداد سالمندان جهان از مرز یک میلیارد و یکصد میلیون نفر تجاوز خواهد کرد که افزایشی معادل ٢٢۴ درصد خواهد داشت، درحالی که در همین فاصله زمانی انتظار می رود که جمعیت کل جهان از ۴٫۱ میلیارد نفر در سال ١٩٧۵به ۸٫۲میلیارد نفر در سال۲۰۲۵برسد، که افزایشی معادل۱٫۲درصد خواهد داشت.

 در قرن حاضرهر ساله ۱٫۷درصد به جمعیت جهان افزوده می شود ولی این افزایش برای جمعیت ۶۵ سال و بالاتر معادل۲٫۵ درصد است و بنابراین ، جمعیت جهان با شتاب به سوی سالمند شدن است، چنانکه پیش بینی می شودکه تا ربع قرن دیگر ۱٫۲ میلیارد نفر(۱۴درصد) از ساکنان این کره خاکی را سالمندان تشکیل می دهند.

در کشورما نیز در حالی که بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ میزان افراد بالای ۶۰ سال ایران ۷٫۳درصد برآورد شده بود، بر اساس آخرین سرشماری در سال ۱۳۹۵ به بیش از ۹٫۳ درصد از جمعیت کشور بالغ گردیده است، همچنین  گفته شده که جمعیت کشور در سال ۹۸ به حدود ۸۳ میلیون نفر رسیده ( با رشدی برابر با ۱.۲۴درصد) در حالی که نرخ رشد جمعیت سالمند کشورمان در همین بازه زمانی با جمعیتی بیش از ۸میلیون نفر ۳.۶۲ درصد بوده است و تا سال ۱۴۰۵ جمعیت سالمندان کشور بیش از ۹۶ درصد رشد خواهد داشت و تعداد سالمندان به حدود ۱۰میلیون نفر افزایش خواهد یافت  وشمار سالخوردگان ایران در سال ۱۴۲۰ به بیش از ۲۶ میلیون و نسبت آن به کل جمعیت به بیش از ۲۵ درصد خواهد رسید.

همچنین پیش بینی می شود از سال ۲۰۵۰ به بعد نسبت جمعیت سالمندی در ایران به بیش از ۳۰ درصد خواهد رسید که از متوسط جهانی بیشتر بوده و شرایط جدیدی در کشور شکل خواهد گرفت و این شرایط به دلیل نداشتن برنامه ریزی و سیاسگذاری های مدون برای کشور خطرناک و بحران ساز خواهد بود. رشد جمعیت سالمند در ایران در مقایسه با رشد جمعیت کل کشور و پیش بینی افزایش تعداد و سهم سالخوردگان در سال های آتی توجه بسیاری از صاحب نظران را جلب کرده است و ظهور چنین پدیده ای مسئولیت سنگین رسیدگی به این جمعیت و لزوم برنامه ریزی آینده نگرانه برای کنترل مسائل مربوط به این گروه از جمعیت را مورد تأکید قرار داده است.

روند افزایش جمعیت جهان در کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران در مقایسه با سایر کشورهای جهان سریع تر خواهد بود و در نتیجه برای مواجهه و رویارویی با روند رو به گسترش سالمند شدن جمعیت، نیازمند برنامه ریزی ویژه، علمی و هدفمند هستیم.

در این میان آنچه بیش از هر چیزی مایه نگرانی و زمینه ساز بروز مشکلات اساسی در حوزه سالمندی در سالیان آینده است، به فراموشی سپردن این نسل از سوی خانواده ها و به ویژه برنامه ریزان است.

شهروند درجه دو به حساب آوردن و غفلت از آنان در برنامه ریزی ها و استراتژی های جمعیت شناختی از سوی متولیان امور، اشتباهی مهلک در حوزه برنامه ریزی های اجتماعی است که نتیجه آن در سالیان آتی رخ خواهد نمود.

بدون شک برنامه ریزی درست و توسعه پایدارممکن نخواهد بود جز آنکه از تمامی زوایا و جنبه ها به مقوله سالمندی نگریسته شده و همه نیازها و تمامی حقوق سالمندان را در نظر آورده و انواع چالش های پیش روی این نسل را شناسایی کرده و برای برون رفت از آن راهکار بنیادین و علمی داشته باشیم.

بدیهی است که سالمندان به عنوان کسانی که بخش بزرگی از جوامع انسانی را تشکیل می دهند، به مانند همه افراد جامعه از حقوق انسانی مشابه و یکسان با دیگران برخوردارند.

آژیسم یا تبعیض قایل شدن میان جوانان و پیران به دلیل کهولت سن و محروم ساختن سالمندان از برخی از حقوق شهروندی ، از جنبه های گوناگون قابل بررسی است چرا که نه تنها سالمندان به واسطه برخی افکار نادرست در مورد افزایش سن، از سوی خانواده ها، مردم و مسولان مورد بی مهری و فراموشی قرار می گیرند، بلکه از آن بدتر زمانی است که حتی خود سالمندان نیز، از خود غافل شده و افزایش سنین عمر را، دلیلی برای کوتاه آمدن از حقوق خود می پذیرند.

سالمندان از جمله گروه‌های آسیب پذیر اجتماع محسوب می‌شوند که به جهت شرایط جسمانی و روحی خاصی که در آن به سر می‌برند، غالبا از دستیابی به حقوق و آزادی‌هایشان محروم می‌مانند و خواسته یا ناخواسته در معرض نقض حقوق و آزادی‌ها قرار می‌گیرند، هرچند که در بهره مندی از حقوق شهروندی، هیچ تمایزی بین سالمندان و سایر افراد نبوده و تمام انسان ها در نزد قانون با یکدیگر برابرواز حقوق مساوی برخوردار بوده و نباید هیچ گونه تبعیضی نسبت به آنان روا داشته شود، اما با کمال تاسف در مقام عمل، نگاهی به وضعیت اجتماعی سالمندان، نشان دهنده آن است که بسیاری از حقوق آنها تحت تأثیر وضعیت خاص شان نادیده گرفته شده و تمایز و تبعیض آشکاری علیه آنان در بسیاری از ابعاد روا داشته می‌شود.

از همین روی، سازمان جهانی بهداشت، شعارسال ۲۰۱۶ را “نه به هرگونه تبعیض سنی” و در ادامه همان آرمان و افق مدبرانه و هدفمند، شعار سال جاری خود را” فرصت های برابر برای همه سنین” انتخاب نموده تا در یک بسیج جهانی، با در اختیار گذاردن فرصت هایی برابر با دیگر اقشار جامعه البته به تناسب توانمندی های شان، آنان را در دستیابی به حقوق شهروندی از قبیل: حق زندگی و آزاد بودن در انتخاب محل زندگی، مناسب‌سازی محیط زندگی با نیازهای فرد سالمند، ادامه زندگی اجتماعی علیرغم محدودیت‌های مشارکت سالمند، حضور و نقش فعال اطرافیان و حفظ روابط اجتماعی سالمند با خانواده و دوستان ، تملک و تسلط کامل بر درآمد و دارایی خود، ارج نهادن به فعالیتهای سالمند از سوی خانواده و اطرافیان، آزادی انجام فعالیتهای مذهبی، حفظ استقلال سالمند، حق بهره‌مندی از مراقبت و بهره‌مندی از مراقبین، حق تامین معیشت و اشتغال، دریافت خدمات درمانی مناسب، فرصت داشتن برای آموزش دادن وآموختن و انتقال تجربیات، حق برخورداری از زندگی شاد و رضایت بخش، حق بهره مندی از امکانات ورزشی و تفریحی، همبستگی بین نسلی، استفاده از فناوری ارتباطات، توسعه مشارکت های سیاسی و اجتماعی و… یاری و کمک نماییم.

 بدیهی است که به عنوان شهروندان هر جامعه، نه تنها بایستی به این قشر به مانند و برابر با دیگر اقشار جامعه پرداخته و در سیاست گذاری های کلان مد نظر قرار گیرند، بلکه با توجه به روند سریع خاکستری شدن جمعیت و غفلت های چندین دهه ای از آنان و نیز تفاوت های جسمانی که موجب توانایی کمتر در بهره گیری از امکانات محیطی می شود، بایستی با نگاهی ویژه تر به مشکلات حال و آینده این نسل پرداخته و با دیدی همه جانبه نگرانه در صدد رفع مشکلات آنان برآییم و تنها در این صورت است که جامعه ای متوازن و ایمن همراه با توسعه پایداردر دسترس همه خواهد بود.

پس بیایید تا از همین امروز و به بهانه روز جهانی سالمندان، برای فردای مان اندیشه کنیم و به پدران و مادران خود در بهره مندی از مواهب طبیعی و اجتماعی، فرصتی متناسب دهیم تا فرزندان مان نیز در فرداروزی، ما را در بهره مندی از محیط پیرامون یاری دهند.

منبع: دکتر امیرولی عضدزاده