وقتي واژه صبر در قامت مادر معنا پيدا مي کند؛

۶۰ سال پرستاری پیرزن اردکانی از همسر و فرزند بیمارش

پيرزن سالخورده اردکاني گفت: در حال حاضر 84 سال دارم که در طول این عمری که از خدا گرفته ام قريب به 60 سال را صرف پرستاری از فرزند و همسرم کردم.

پیرزن سالخورده اردکانی گفت: در حال حاضر ۸۴ سال دارم که در طول این عمری که از خدا گرفته ام قریب به ۶۰ سال را صرف پرستاری از فرزند و همسرم کردم.


به گزارش اردکان گویا؛ گاهی خدا برای آزمودن انسان ها آنها را در موقعیت های مختلف قرار می دهد و میزان صبر آنها را می آزماید در این میان انسان هایی سربلند خواهند شد که بتوانند در اوج سختی نیز خدا را شاکر باشند.

در این روزها آوازه مادر و فرزندی ما را به خانه ای قدیمی کشاند که سراسر دیوار آن را عروسک هایی کوچک و بزرگ پوشانده بود.

در این خانه پسرو مادری زندگی می کنند که در اوج سختی دل به محبت یکدیگر داده و جز شکر خدا چیزی بر زبان نمی آورند.
فاطمه کمالی پیرزن رنج کشیده اردکانی در خصوص چگونگی معلولیت فرزندش گفت: پسرم از بدو تولد بیمار بود اما در دو سالگی این بیماری به اوج خود رسید و من که سواد و هزینه کافی برای مراجعه به پزشک نداشتم از همسایگان طلب دارو کردم که مصرف این داروها باعث تشنج و معلولیت پسرم شد و هیچ گاه سلامتیش را به دست نیاورد.

وی افزود: فرزندم مهدی در حال حاضر ۴۵ سال دارد که در طول این سال ها خودم پرستار او بوده ام، به جز او نیز ۱۴ سال از همسر مریضم پرستاری می کردم و خود نیز در حال حاضر ۸۴ سال دارم که در طول این عمری که از خدا گرفته ام قریب به ۶۰ سال را صرف پرستاری از فرزند و همسرم کردم.

این مادر سالخورده ادامه داد: تنها دلخوشی مهدی در این خانه قدیمی عروسک هایش است و صدای اذان موذن زاده اردبیلی که در موقع نماز پخش می شود. خدا را شکر می کنم که هنوز افراد خیری هستند که برایمان لباس و غذا و عروسک بیاورند و دل من و فرزندم را شاد کنند.

عصمت سرافراز یکی از فرزندان این مادر گفت: برادرم به تازگی دچار مصدومیت شده و پای او را عمل کرده ایم. مهدی عاشق عروسک است و همسایگان و خیرین برای او عروسک می آورند و با عث شادی او می شود. برادرم روحیه ای بسیار لطیف دارد و به شدت به مادرم وابسته است.

وی ادامه داد: ما چهار برادر و سه خواهر هستیم که مرتب به امور مادر و برادر معلولمان رسیدگی می کنیم اما ما نیز از وقتی خود را شناختیم با کمک خیرین همراه بودیم. اداره بهزیستی و کمیته امداد کمک های بسیاری به ما کردند که ممنون آنها هستیم.

سرافراز تاکید کرد: در تجهیز کردن سرویس بهداشتی خانه و همچنین تخت مناسب برای نگه داری از برادرم، ویلچر و هزینه عمل جراحی اداره بهزیستی کمک فراوانی به ما کرد که واقعا مدیون آنها هستیم.

وی اظهار داشت: مادر سختی روزگار را بسیار کشیده است و بیشتر عمر خود را در حال نگهداری و پرستاری از فرزند و همسر خود بوده است و حالا نیز چنان عشقی بین این مادر و فرزند برقرار است که لحظه ای از دوری هم طاقت نمی آورند. اداره بهزیستی پیشنهاد نگهداری از مهدی را به مادر داد اما الفتی که بین آنها وجود داشت باعث رد این پیشنهاد شد.

مادر سالخورده در پایان از تمام کسانی که برای پسرش عروسک و مواد غذایی می آورند تشکر کرد و گفت: پسرم با این که صورت و موهایش سفید شده ولی برای من همچنان کودک ظریفی است که در زمان تولد به آغوش کشیدم.

این مادر و فرزند در اتاقی به سر می برند که از فرش مناسب بی بهره است و سرمای زمستان باعث آزار و اذیت آنها می شود که امیدواریم خیرین قدم لازم را برای این مادر و فرزند بردارند.

منبع: بهزیستی ازدکان یزد