دکتر امیر ولی عضدزاده

یزد/ مشارکت اجتماعی، نیاز سالمندان، فرصتی برای جوامع

بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، کشورهایی که نسبت سالمندان در آن کشورها مساوی و یا بیشتر از 7 درصد کل جمعیت آنها باشد از نظر جمعیتی ، در زمره کشورهای دارای جمعیت سالخورده تلقی می شوند.

مروری بر آمار سالمندان در ایران و جهان گویای این حقیقت است که رشد جمعیت سالمندان در جهان به گونه ای است که در سالیان آتی بویژه کشورهای در حال توسعه با معضلی به نام” انفجار جمعیت سالمندان” روبرو خواهند شد، به طوری که اگر در سال ۱۹۵۰ در کل جهان ۲۰۰ میلیون سالمند زندگی می کردند بر اساس پیش بینی ها این رقم تا سال ۲۰۲۰ به یک میلیارد نفر و تا سال ۲۰۵۰ به بالای ۹۷۰/۱میلیارد نفر خواهد رسید و پیش بینی می شود که در این سال برای اولین بار در طول تاریخ بشر تعداد افراد بالای ۶۰ سال با تعداد کودکان برابری خواهد داشت.

همسو و همراستا با جهان، ایران نیز از این سیر تغییرات جمعیتی بی نصیب نمانده و به مدد افزایش شاخص های بهداشتی و درمانی، اقتصادی و اجتماعی هم اینک شاخص امید به زندگی در کشور به ۷۴ سال رسیده و پیش بینی می شود که جمعیت بالای ۶۰سال ایران در سال ۱۴۰۰ به بیش از ۱۰ درصد جمعیت کل کشور و در سال ۲۰۵۰ به بیش از ۲۰ درصد این جمعیت بالغ شود.

بر اساس شاخص های سازمان جهانی بهداشت، کشور ما همینک وارد مرحله‌ نخست سالمندی یعنی جمعیت بین ۷ تا ۱۴ درصد سالمند شده است و پیش‌بینی می‌شود که تا ۳۰ سال آینده وارد مرحله سوم (فوق سالمندی) یعنی جمعیت بیش از ۲۱ درصد سالمند شود.

آنچه در مورد کشور ما، جای نگرانی است این است که در حالی که برخی از کشورهای توسعه یافته مانند فرانسه برای گذار از مرحله‌ اول به مرحله‌ دوم سالمندی (جمعیت سالمند بین ۱۴ تا ۲۱ درصد) ۶۰ سال زمان داشتند تا آن ره به خوبی مدیریت و برای مواجهه با آن برنامه‌ریزی کنند، ولی ما برای گذار این مرحله کمتر از ۲۰ سال زمان داریم و اندکی درنگ می تواند کشور را با مدیریت بحران سالمندی مواجه سازد.

برای برخورد درست و خردمندانه با پدیده سالمندی باید به این باور دست یازیم که سالمندی فصلی از فصول زندگی و در حقیقت آخرین فصل زندگی است که اندیشمندان از آن به عنوان دوران آسایش و آرامش یاد می کنند، دورانی که آدمی پس از گذار از مراحل سخت زندگی و در پس سال ها کار و تلاش، انتظار دارد تا حاصل دست رنج خویش را در بوستان زندگی برداشت کرده و سالیانی را در آرامش کامل روحی و جسمی به سر برد ولی عواملی چند به ویژه در کشورهایی چون ما، دست به دست هم می دهند تا آخرین فصل زندگی به جای اینکه فصلی سراسر آرامش و آسایش باشد، به فصلی پر از رنج و محن بدل گشته، خواب و خوراک را از آدمی برباید و نه تنها سالمند را که خانواده او را و در قابی بزرگ تر جامعه اش را درگیر سازد.

در حقیقت باید باور داشت که هرچند رشد جمعیت سالمندی در جوامع، نشان از موفقیت در بالا بردن شاخص امید به زندگی و موفقیت برنامه های بهداشتی و یک افتخار بزرگ است، اما دربطن خود چالش بزرگی نیز به شمار می رود و زمانی جامعه بشری قادر است از عهده این چالش برآید که از سیاستها و برنامه هایی جامع، کارشناسی شده و با ضمانت اجرایی در رابطه با سالمندی پویا برخوردار باشد.

به دیگر بیان ، اﮔﺮﭼـﻪ ﭘﻴـﺮ ﺷـﺪن ﺟﻤﻌﻴـﺖ ﺗـﺎ ﺣﺪی ﺑﻴﺎﻧﮕﺮ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ در ﻣﺪاﺧﻼت ﺳﻼﻣﺖ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ، اﻣﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎی ﺳﻼﻣﺖ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻳﻦ ﭘﺪﻳﺪه اﺟﺘﻨﺎب ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮ ﺑﺎﺷﻨﺪ. در واقع آنچه به عنوان روند رو به تزاید جمعیت سالمندان بیان می شود به خودی خود اهمیت چندانی ندارد، بلکه آنچه مهم است تبعات و پیامدهایی است که این افزایش جمعیت، بر ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و به ویژه بهداشتی و درمانی می گذارد و از همین روی باید و شاید که سالمندان و پدیده روزافزون سالمندی مورد اهتمام ویژه دولتمردان و برنامه ریزان دستگاه های اجرایی قرار گیرد تا در آینده ای که در همین نزدیکی است، سونامی سالمندی ما را با خود نبرد و غرقه نسازد.

در برخورد خردمندانه با پدیده خاکستری شدن جوامع، بایستی این پدیده از زوایای گوناگون بررسی شده و برای جهات گونه گون آن نسخه شفابخش پیچید و برنامه ریزی مدبرانه و کارشناسی شده داشت.

سالمندی پدیده ای چند وجهی است و به ناچار برای مدیریت درست و دانش محور آن نیز بایستی برنامه ای همه جانبه نگر و چندوجهی داشت، برای این مهم، باید تمامی نیازهای حال و آینده سالمندان، خانواده سالمندان و اجتماع سالخورده و پیرامون سالمند را در نظر داشت و برای آن برنامه ریزی کرد که از جمله نیازهای اساسی سالمندان می توان به مواردی چون: اشتغال مناسب، درآمد کافی، بهداشت و درمان، بیمه های پایه و تکمیلی، خانه مناسب، وسایل آمد و شد مناسب، بهینه سازی اوقات فراغت، ازدواج سالمندان، احترام و حفظ جایگاه سالمندان در نظام خانواده و اجتماع، مشارکت اجتماعی سالمندان و حضور فعال در عرصه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و… اشاره نمود.

اما در میان همه این اولویت ها و نیازهای دوران سالمندی که پیش بینی و برنامه ریزی چگونگی برخورد و مواجهه با آن به گونه ای یکسویه و از وظایف و مسئولیت های اجتماعی دولت هاست، برنامه ریزی برای داشتن سالمندی فعال، پویا و سالم از اهمیتی چند چندان برخوردار و حاصل ارتباطی دوسویه است که جز دولت، سالمندان نیز در راستای دسترسی و دستیابی به آن دارای نقشی پررنگ می باشند.

سازمان جهانی بهداشت سالمندی پویا (Active Aging) را فرآیند بهینه سازی فرصت‌ها برای سلامتی، مشارکت و امنیت به منظور افزایش کیفیت زندگی افراد رو به سالمندی تعریف نموده و مفهوم سالمندی پویا هم برای افراد و هم برای گروه‌های جمعیتی اعمال می‌شود. این مفهوم به مردم فرصت می‌دهد تا به ظرفیت و استعداد درونی خود برای داشتن سلامت جسمی، اجتماعی و روانی در طول زندگی پی برده و در جامعه و امور اجتماعی بر طبق نیازها، تمایلات و ظرفیت‌هایشان مشارکت نمایند، در ضمن این که برای آنها حفاظت، امنیت و مراقبت مکفی در زمان نیاز، فراهم گردد.

هدف سالمندی پویا افزایش طول عمر توأم با سلامتی و ارتقاء کیفیت آن برای تمام مردم از جمله افراد ضعیف، ناتوان و آنهایی که نیازمند مراقبت مستمر هستند و سالمندی فعال به معنی تداوم مشارکت در امور اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، معنوی و روابط شهروندی است، نه فقط توانایی جسمی یا مشارکت در نیروی کار.

بر این اساس، دوره سالمندی باید تجربه مثبتی در زندگانی بوده و زندگی طولانی تر همراه با سلامت ، مشارکت و امنیت مد نظر باشد و فرد سالمند از آن لذت ببرد، سازمان جهانی بهداشت رویکرد رسیدن به این فرایند را “سالمندی فعال” معنی کرده و هدف از آن را ارتقاء کیفیت زندگی همراه با افزایش سن برشمرده است .

در حقیقت سالمندی پدیده ای طبیعی در دوران حیات آدمی است که اگرچه نمی توان از وقوع آن پیشگیری کرد، ولی می توان با اقداماتی آن را به تاخیر انداخت و یا از پیامدهای وخیم آن جلوگیری نمود.

برای دستیابی و داشتن سلامت و شادابی در دوران سالمندی و نیز نیل به آرمان سالمندی سالم، پویا و کارآمد، عوامل متعددی دخالت دارند، از جمله:
۱٫ احساس هدفمندی در زندگانی
۲٫ برخورداری از حمایت های اجتماعی موثر و کارآمد
۳٫ عادات درست بهداشتی در طول زندگی
۴٫ محیط زندگی سالم
۵٫ استقلال و مشارکت در امور فردی ، خانوادگی و اجتماعی
۶٫ ویژگی های رفتاری فردی
۷٫ برخورداری از دیدگاهی مثبت و سازنده نسبت به زندگی

پس باید باور داشت که سالمندانی که از کار باز‌نشسته می‌شوند، به سبب داشتن تجارب ارزشمند، همچنان می‌توانند در جامعه نقشی فعال و کارا داشته و در برنامه ریزی و امور اجرایی، کمک کار خانواده‌های خود، هم سن و سال‌ها، جوامع و ملل باقی بمانند و بایستی برای تقویت این نقش و تاثیرگذاری هرچه بیشتر این نسل در جوامع، برنامه ریزی نمود.
بنابراین در چارچوب سالمندی پویا، سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی که سلامت روانی و روابط اجتماعی سالمندان را افزایش می‌دهند، از همان درجه اهمیتی برخوردارند که برنامه‌هایی که بهبود وضعیت سلامت جسمی را باعث می‌شوند و از همین روی است که سازمان جهانی بهداشت با هدف زمینه سازی برای افزایش حضور اجتماعی سالمندان در جوامع, “حرکت به سوی آینده: بهره گیری از استعدادها، همکاری و مشارکت سالمندان در جامعه” را به عنوان شعار ویژه بزرگداشت روز جهانی سالمندان در سال ۲۰۱۷ برگزیده است.

دکتر امیر ولی عضدزاده
رئیس اداره بهزیستی اردکان وکارشناس امور
سالمندان (MPH بیماری های سالمندان)

منبع: رئیس اداره بهزیستی اردکان